السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
158
جواهر البلاغة ( فارسى )
نقل إليه هذا اللفظ و لا للحال شىء كاللسان نقل إليه لفظ اللسان و ما كان هذا حاله يعتبر طبعا تخييلا أو استعارة تخييلية . پس شاعر « حال » را به انسان گوينده تشبيه كرده است در اين جهت كه هم « حال » و هم انسان سخنگو راهنمايى بر مقصود مىكنند ، و لفظ مشبّهبه را صريحا در كلام نياورده است ، بل « لسان » را آورده است كه لازم آن و قوام و وجود دلالت گفتارى مشبّهبه تنها به آن مىباشد ، تا به وسيلهء « لسان » آن مشبّهبه را به ياد آورد . بنابراين آن نيز استعارهء مكنيّه است . و به تحقيق يكى از لوازم مشبّهبه براى مشبّه اثبات شده است ، لازمى كه كمال مشبّهبه يا قوام و وجود مشبّهبه در وجهشبه تنها به آن بستگى دارد . مانند « اظفار » در مثال نخست كه درندگى تنها به آن كامل مىشود ، و مانند « لسان » در مثال دوم كه قوام و هستى دلالت گفتارى فقط به آن وابسته است ، و براى « منيّة » ( مرگ ) چيزى مانند « اظفار » وجود ندارد كه لفظ « اظفار » به آن نقل داده شده باشد . و همينگونه براى « حال » چيزى مانند « لسان » نيست كه لفظ « لسان » به آن نقل داده شده باشد . و هرچه حالش اينگونه است طبعا تخييل يا استعارهء تخييليه لحاظ مىگردد . التنبيه الخامس : تقدّم أنّ الاستعارة التّصريحية أو المصرّحة هى ما صرّح فيها بلفظ المشبّه به . يادآورى پنجم : قبلا گذشت كه استعارهء تصريحيه يا مصرّحه استعارهاى است كه لفظ مشبّهبه صريحا در آن ذكر شده باشد . و أنّ المكنيّة هى ما حذف فيها لفظ المشبّه به استغناء ببعض لوازمه الّتى بها كماله أو قوامه فى وجه الشبه و أنّ إثبات ذلك اللازم تخييل أو استعارة تخييلية . و گذشت اينكه : استعارهء مكنيه استعارهاى است كه در آن لفظ مشبهبه حذف شده باشد ، چون با ذكر برخى از لوازم آن از ذكر مشبّهبه بىنياز گرديدهايم . لوازمى كه كمال مشبّهبه يا قوام مشبّهبه در وجهشبه به آنهاست . « 1 » و اثبات آن لازم ، تخييل يا استعارهء تخييليه است . توضيح : ضمير « لوازمه » ، « كماله » و « قوامه » به مشبّهبه برمىگردد . و ضمير « الّتى بها » به « لوازم » باز مىگردد .
--> ( 1 ) - زمانى كه لازم اينگونه نباشد [ كمال يا قوام مشبّهبه در وجهشبه به آن نباشد . ] « ترشيح » به حساب مىآيد . پس فرق بين ترشيح و تخييل اين است : الف : ترشيح در استعارهء مصرّحه و مكنيه هردو هست و تخييل تنها در مكنيه است . ب : كمال يا قوام مشبّهبه در وجهشبه به تخييل است و تخييل هيچگاه غير از اين نمىشود .